فرهنگستان زبان و ادب
{dentate, toothed, notched} [زیست شناسی- علوم گیاهی] 1. در مفهوم عام، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه دندانه باشد 2. در مفهوم خاص، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه های تیز و بیرون زده داشته باشد
{dentate, toothed, notched} [زیست شناسی- علوم گیاهی] 1. در مفهوم عام، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه دندانه باشد 2. در مفهوم خاص، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه های تیز و بیرون زده داشته باشد
۱. در مفهوم عام، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانهدندانه باشد ۲. در مفهوم خاص، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانههای تیز و بیرونزده داشته باشد.
💡 قفلها از ما گشاید فتحها از ما شود هرکجا تقدیر مفتاح است ما دندانهایم
💡 جمع کن افراد را با خود پی انجام کار اره با دندانهها برد نه با دندانهای
💡 با توکل ساز و در بند غم روزی مباش زانکه هر دندان کلید رزق را دندانهای است
💡 قفل عشقش کی گشایی گر کلیدی نبودت هر دم از انسی نو و دردی نوش دندانهای
💡 نفس یکدم ز فکر چارهٔ دل برنمیآید کلید از قفل غافل نیست تا دندانهای دارد
💡 در کلید سعی، امید گشاد کار نیست از شکست دل مگر پیدا کنم دندانهای