دلخراش

کلمه «دلخراش» در زبان فارسی، صفتی است که برای بیان احساسات بسیار ناگوار و آزاردهنده‌ای به کار می‌رود که باعث غم، اندوه، ناراحتی شدید و رنجش عمیق قلبی می‌شوند. هر چیزی که توانایی شکاندن دل، ایجاد درد روحی و ایجاد احساس اندوه و تألم عمیق را داشته باشد، «دلخراش» توصیف می‌شود. این صفت معمولاً برای توصیف وقایع، خبرها، صحنه‌ها، صداها یا حتی کلماتی به کار می‌رود که تأثیر عاطفی بسیار منفی بر شنونده یا بیننده می‌گذارند. به عبارت دیگر، «دلخراش» به معنای چیزی است که قلب را آزار می‌دهد، جریحه‌دار می‌کند و باعث ایجاد اندوه و حسرت فراوان می‌شود. این واژه بیانگر اوج ناراحتی و تأثیر روحی منفی است که یک پدیده یا رویداد می‌تواند بر انسان وارد کند. بنابراین، هر آنچه که سبب آزار روحی شدید و غم عمیق گردد، «دلخراش» نامیده می‌شود.

لغت نامه دهخدا

دلخراش. [ دِ خ َ ] ( نف مرکب ) دل خراشنده. خراشنده دل. آنچه دل را آزار دهد. آنچه شخص را آزرده و رنجه کند. جانکاه و جانگزا. ( آنندراج ). || مخوف. موحش. هولناک. ( ناظم الاطباء ):
سالها تو سنگ بودی دلخراش
آزمون را یک زمانی خاک باش.مولوی.

فرهنگ معین

( ~. خَ ) (ص فا. ) آن چه شخص را آزرده و رنجیده سازد.

فرهنگ عمید

خراشندۀ دل، چیزی که دل را بیازارد، امری که انسان از آن رنجیده و اندوهگین شود.

فرهنگ فارسی

خراشنده دل، چیزی که دل رابیازارد
( صفت ) آنچه که دل را آزار دهد آنچه که شخص را آزرده و رنجیده سازد.

جمله سازی با دلخراش

💡 ای که پرسی موجب این ناله‌های دلخراش سینه‌ام بشکاف تا بینی درون خویش را

💡 از خروش دلخراش ما طلب کن سر عشق زانکه این سر در صدای عود و صوت چنگ نیست

💡 افکنده این قضیه بر اجسام ارتعاش بر دوست جان فزا شده از خصم دلخراش

💡 دلبر حلواگرم را هست تیغی دلخراش از غم او قامتم خم گشت چون حلواتراش

💡 از نوای دلخراش من به یاد گلستان اشک گردد دانه و از چشم دام افتد به خاک