دربازکن. [ دَ ک ُ ] ( نف مرکب ) دربازکننده. بازکننده در. مفتاح الابواب. مفتح الابواب:
ای سرمه کش بلندبینان
دربازکن درون نشینان.نظامی.|| ( اِ مرکب ) امروز بر یک نوع وسیله الکتریکی اطلاق می شود که بوسیله آن در خانه را می توان از داخل ساختمان باز نمود. || آلت و وسیله گشادن در بطری؛ چوب پنبه کش یکی از انواع آنست.
( ~. کُ ) (اِمر. ) آلتی برای باز کردن در بطری، کنسرو و امثالهم.
در باز کننده باز کننده در یا آلت و وسیله گشادن در بطری.
{door phone} [عمومی] وسیله ای برقی برای باز کردن در ساختمان * واژۀ "اف اف" نامی تجاری در برابر این معادل بوده است.
apribottiglie
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسته در باز کن آخر چه در بسته دهی که دلم کار فرو بسته فراوان دارد
💡 حلقهٔ صدق و صفا بر در دین میزن تا که در باز کند بهر تو دربانش
💡 در باز کن و ببین که هستم بر در وز دستِ سرِ زلفِ تو دستم بر سر
💡 ورنه حاشا تو در آیی از در دیده در باز کند بر دگران
💡 از پی روپوش میگفت این سخن کای کنیزک آمدم در باز کن
💡 هر روز مرا عشق نگاری بسر آید در باز کند ناگه و گستاخ در آید