داختن

لغت نامه دهخدا

داختن. [ ت َ ] ( مص ) دانستن. ( جهانگیری ) ( برهان ).

فرهنگ فارسی

دانستن

جمله سازی با داختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نخفت آن شب از عزم کین ساختن ز هر گونه با خود برانداختن

💡 به هم هر دو عاشق سخن ساختند ز دیرینه غم دل به پرداختند

💡 به خاک انداختند اندام پاکش به آب دیده تر کردند خاکش

💡 شه چو گشتی بعد چوگان باختن چون کمان مایل به تیر انداختن

💡 چو با پهلوان کار بر ساختند ز بیگانه خانه بپرداختند

💡 نگر تا چه باید کنون ساختن سپه را کجا باید انداختن

کلیزدان یعنی چه؟
کلیزدان یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز