فرهنگ عمید
( خودآرا ) آن که خود را آرایش می کند.
( خودآرا ) آن که خود را آرایش می کند.
💡 بس زلیخا طلعتان را سازد از غم بی قرار یوسف حسن تو یک ره، گر خودآرائی کند
💡 ای خودآرا ترسم از پهلوی دلآزاریت دود برخیزد چو شمع از طرهٔ زرتاریت
💡 بغیر از خود پرستی طاعتی ازوی نمی آید خودآرایی که باشد خانه آیینه محرابش
💡 محضر قتلش به مهر بال وپر آماده شد هر که چون طاوس دنبال خودآرایی گرفت
💡 فتاده است مرا کار با خودآرایی کز آب آینه از چشم کرد خواب برون
💡 کمتر ز برق بود خودآرایی بهار هر دولتی که تیز بود مستدام نیست