خراب آباد

لغت نامه دهخدا

( خراب آباد ) خراب آباد. [ خ َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) گیتی. جهان. این عالم. ( از ناظم الاطباء ). کنایه از دنیا. ( از آنندراج ):
بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم
مگر رسیم بگنجی درین خراب آباد.حافظ.من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد بدین دیر خراب آبادم.حافظ.

فرهنگ معین

( خراب آباد ) (خَ ) (اِ. ) کنایه از: دنیا.

فرهنگ عمید

( خراب آباد ) دنیا: بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم / مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد (حافظ: ۲۱۰ ).

فرهنگ فارسی

( خراب آباد ) ( اسم ) ۱ - آنچه که آبادی وی از ویرانی است. ۲ - دنیا.

ویکی واژه

کنایه از: دنیا.

جمله سازی با خراب آباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوالبشر از شور این سر از بهشت سر بدین دیر خراب آباد هشت

💡 خراب بادۀ عشق تو ای بت سرمست خرابی دل او زین خراب آباد است

💡 من آن خیال غریبم درین خراب آباد که هیچ کس نکند رحم بر غریبی من

💡 من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد درین دیر خراب آبادم

💡 ببین بدیده عبرت در این خراب آباد به باد رفته سریرکی و کلاه قباد

کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز