آرزو کردن
مترادفها
تمنا کردن، خواستن، طلب کردن، میل کردن
فرهنگ فارسی
( آرزو کردن ) ( مصدر ) آرزو بردن آرزو داشتن.
ویکی واژه
آرزوکردن
دستیابی به مراد یا مقصودی را مشتاقانه خواستن. در دل آرزو کردم که دیگر هرگز پایم به... آن در نرسد. «جمالزاده»
جمله سازی با آرزو کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قیامت است که در بحر بیکنار عدم ز خود تهیشدگان کشتی آرزو کردند
💡 اگرچه بوسه زان لب آرزو کردن خطا باشد ولیکن با وجود آن تمنا میتوان کردن
💡 به جان و دل نتوان وصل آرزو کردن که این متاع به میزان رونما سبک است
💡 جز او کرا رسد این رتبه آرزو کردن که تاج فخر بکیوان و میر در ایوان
💡 به پیری تا کجا خواب سلامت آرزو کردن خمیدن سایه بر بنیاد دیوار کهن دارد
💡 کودکان همیشه در لحظاتی که به ستارهها نگاه میکنند، با چشمانی پر از امید، آرزو کردن و خواستههای خود را از آسمان میطلبند.
💡 او در حالی که به غروب خورشید خیره شده بود، با تمام وجود شروع به آرزو کردن برای رسیدن به آرامش و سعادت در زندگی کرد.
💡 گاهی اوقات تنها چیزی که برای انسان باقی میماند، آرزو کردن برای روزهایی است که در آن همه چیز بسیار ساده و بیدغدغه بود.