آب خضر

لغت نامه دهخدا

( آب خضر ) آب خضر. [ ب ِ خ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آب زندگانی، و مجازاً علم لدنّی. ( برهان ):
در کلک تو سرّ غیب مضمر
در لفظ تو آب خضر مدغم.کمال الدین اصفهانی.

فرهنگ معین

( آب خضر ) (بِ خِ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) ۱ - آب حیات بخش. ۲ - معرفت حقیقی که خاصة انبیاء و اولیاست.

فرهنگ فارسی

( آب خضر ) آب حیات
( اسم ) ۱ - آب حیات ۲ - ( تصوف ) علم لدنی معرفت حقیقی که خاص. انبیا و اولیاست.
آب زندگانی

ویکی واژه

آب حیات بخش.
معرفت حقیقی که خاصة انبیاء و اولی

جمله سازی با آب خضر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی طی ظلمت آب خضر نوش بر درش کاین دولتی است رشک روان سکندر است

💡 به چشم آب زدش مصطی ز چشمهٔ نوش چنانکه سوخت چو آتش ز رشک آب خضر

💡 آب است زیر چاه وعجب اینکه لعل دوست هست آب خضر و دارد چاهی به زیر آب

💡 در پرده سیاهی فقرست آب خضر از راه صدق دامن موج سراب گیر

💡 به آب خضر سکندر نبرد زآینه راه سفال میکده جام جهان نما بشکست

💡 و گر ز عین عنایت نظر کند به زمین به آب خضر مبدل شود تراب سراب

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز