فرهنگ معین
( آستان بوسی ) (حامص. ) به خدمت بزرگی رسیدن.
( آستان بوسی ) (حامص. ) به خدمت بزرگی رسیدن.
( آستان بوسی ) حالت و کیفیت آستان بوس. ۱ - بوسیدن آستان عتبه بوسی. ۲ - ( احتراما ) تشریف بخدمت بزرگی رسیدن.
آستانبوسی
زیارت اماکن مقدس یا قبر بزرگان. آستان بوس.
(احترامآمیز): به دیدار بزرگان رفتن. به خدمت بزرگی رسیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه شاهان جهان با تخت و تاج سروری آرزوی آستان بوسی ز دربانش کنند
💡 شد زفیض آستان بوسی شاه جان فزا لعل لب نیکوی تو
💡 از پی تعظیم گشته خسروا! پشت سپهر روز و شب بر آستان بوسیدنت یکسر دوتا
💡 یک شبی داود طائی پیر راه آستان بوسید و آمد پیش شاه
💡 عذر کم خدمتی بنده به مولا کن عرض آستان بوسی درویش به سلطان برسان
💡 سرای پیر مغان را چو آستان بوسید برای کسب شرف جا در آن جناب کنید