واژه آبرومند در زبان فارسی به معنای دارای آبرو، حیثیت، اعتبار اجتماعی و رفتار شایسته و محترمانه است و برای توصیف فرد یا وضعیتی به کار میرود که از نظر اخلاقی و اجتماعی مورد احترام دیگران قرار دارد. این واژه از ترکیب «آبرو» به معنای شرف، اعتبار و جایگاه اجتماعی مثبت، و پسوند «مند» به معنای دارا بودن تشکیل شده است. بنابراین آبرومند به کسی گفته میشود که دارای شخصیت قابل احترام بوده و رفتار، گفتار و منش او در جامعه باعث حفظ و تقویت شأن و اعتبارش میگردد. در کاربرد اجتماعی، این واژه معمولاً برای اشاره به افرادی استفاده میشود که زندگی منظم، اخلاق پسندیده و جایگاه اجتماعی قابل قبول دارند. از منظر اخلاقی، آبرومند بودن تنها به وضعیت ظاهری یا مالی محدود نمیشود، بلکه بیشتر به ویژگیهای رفتاری مانند صداقت، احترام به دیگران و پایبندی به اصول اخلاقی مربوط است. در متون ادبی و رسمی نیز این واژه برای توصیف افراد شریف و محترم یا موقعیتهای شایسته و قابل قبول به کار میرود. همچنین در برخی کاربردها، آبرومند به معنای کاری است که به گونهای انجام شده که موجب سرافکندگی یا بیاعتباری فرد نمیشود. این واژه بار ارزشی مثبت دارد و بیانگر حفظ کرامت انسانی در تعاملات اجتماعی است. به طور کلی، این کلمه به فرد یا وضعیتی گفته میشود که دارای آبرو، احترام و اعتبار در نگاه جامعه بوده و رفتار او موجب حفظ شأن اجتماعیاش میگردد.
آبرومند
لغت نامه دهخدا
( آبرومند ) آبرومند. [ ب ِ م َ ] ( ص مرکب ) عفیف. شریف.
فرهنگ عمید
( آبرومند ) ۱. آبرودار، باآبرو، دارای اعتبار و شرف.
۲. عفیف.
۳. بامناعت.
فرهنگ فارسی
( آبرومند ) ( صفت ) صاحب آبرو با آبرو آبرودار عفیف شریف برومند.
عفیف شریف
آبرودار، با آبرو، عفیف، بامناعت، بااعتباروشرف، آبرومندی: آبرومندبودن
دانشنامه عمومی
آبرومند. آبرومند، روستای آبرومند از روستاهای سیمینه رود ( زاغه ) می باشد واز توابع بخش مرکزی شهرستان بهار در استان همدان در دامنهٔ کوه الوند.
براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۷۴۵ نفر ( ۵۲۳خانوار ) بوده است.
واژهٔ آبرومند یک اصطلاح جعلی است که پس از انقلاب فقط برای اینکه اظهار نظری شده باشد بر روی این روستا گذاشته شده، هیچ منبع رسمی و اسناد مکتوب این عنوان را تأیید نمی کنند. از قدیم نام این روستا به صورت های آرامَد، آرابند و «آرامند» تلفّظ گشته، توجیه آرابند شاید صحیحتر باشد چون که رود سِیمینه رود که از قلل کوهستانی این دهکده نشأت می گیرد و به رود قره سو می پیوندد، باید معبر یا پلی دو طرف رود را به هم وصل نماید. پُل یا بندی که دو طرف حاشیهٔ رود را به هم ارتباط می دهد در اصطلاح عامیانه آرابند یعنی بند واسط گفته شده است.
موقعیت روستا در دامنهٔ الوند بطرف جنوب و غرب امتداد دارد و آخرین نقطهٔ مرزی و گردنهٔ اسدآباد در این ناحیه قرار گرفته و شاید اصطلاح آذری «آرامَد» یادگار دوران مادها باشد چون این عبارت در حقیقت به معنای آرا ماد یعنی مرز میان ماد با کشور همسایه است.
ویکی واژه
آبرو، دارای حیثیت، محترم. پدر بیچارهاش... از معاریف شهر و مرد آبرومندی بود. «جمالزاده»
جمله سازی با آبرومند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای صفاهان بر خود از این آبرومندی ببال زانکه افزود اعتبارات ز اعتبار زندهرود
💡 چو از بالا نشستن آبرومندی نشد حاصل نشیمن با گدای همنشینِ خاک میخواهم
💡 هیچ کاری نشد اسباب سرافرازی من آبرومندتر است از همه، سگبازی من
💡 چند عرض آبرومندی به نام کشوری در سر نامه نمی گنجیم بر پایان نویس