ذوحسب

لغت نامه دهخدا

ذوحسب. [ ح َ س َ ] ( ع ص مرکب ) خداوند گوهر نیک. صاحب بزرگواری:
گویم آنگاه بیارید یکی داروی خواب
یاد باد ملکی ذوحسبی ذونسبی.منوچهری.

فرهنگ معین

(حَ سَ ) [ ع. ] (ص مر. )دارایِ نژاد نیک.

فرهنگ عمید

صاحب حسب، دارای گوهر و شرف و بزرگواری.

فرهنگ فارسی

خداوند گوهر نیک. صاحب بزرگواری.

ویکی واژه

دارایِ نژاد نیک.

جمله سازی با ذوحسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گویم آنگاه بدان قطره یک داروی خواب یاد باد ملکی، ذوحسبی، ذونسبی

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز