آورنجن

لغت نامه دهخدا

( آورنجن ) آورنجن. [ وَ رَ ج َ ] ( اِ ) آبرنجن. برنجن.
- پای آورنجن؛ پاآبرنجن. خدمه. خلخال.
- دست آورنجن؛ دست آبرنجن. دست برنجن. دست بند. سِوار. جباره.
اورنجن. [ اَ رَ ج َ ] ( اِ ) میلی باشداز طلا و نقره و امثال آن که زنان بر دست و پای کنند. آنچه در دست کنند دست اورنجن و آنچه در پای کنند پای اورنجن خوانند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

( آورنجن ) (وَ رَ جَ ) (اِمر. ) ۱ - دست بند، دست برنجن. ۲ - خلخال، پای آورنجن.

فرهنگ عمید

( آورنجن ) = برنجن
= برنجن

فرهنگ فارسی

( آورنجن ) ( اسم ) ۱ - دست بند دست آبرنجن دست برنجن. ۲ - خلخال پای آورنجن.
برنجن، حلقه فل ی که زنان به مچ دست یاپامیکنند، اکنون النگویادستبندمیگویند

ویکی واژه

دست بند، دست برنجن.
خلخال، پای آورنجن.

جمله سازی با آورنجن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست آورنجن یاره دان پر گاله لخت و پاره دان زشت و دده پتیاره دان آب فسرده یخ بود

💡 عروسِ بختِ او در دست دارد ز اقبال و شرف دست آورنجن

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز