احشاء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حَشا. آنچه در سینه و شکم باشد از دل و جگر و معده و روده. ( غیاث ). آنچه در شکم است از دل و جگر و سپرز. ( وطواط ). اندرونه:
چون مار همه بر تن او بترکد اندام
چون نار همه در شکمش خون شود احشا.مسعودسعد.|| در عرف عام، اعضائی که حشو تنور تن یعنی به درون آن باشند و در پاره ای جاها مراد مجموع چیزهاست که در میان اضلاع است از آلات تنفس و آلات غذا.
احشاء. [ اِ ] ( ع مص ) دادن شتر ریزه. ( منتهی الارب ). شتر خرد و ریزه دادن.
( اَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ حشا، اندرونه، اعضای درونی بدن مانند: دل و جگر و معده و روده. احصائیه (اِ یُِ ) [ ع. ] (اِمر. ) ۱ - آمار، شمار. ۲ - دانشی که موضوع آن دسته بندی منظم امور اجتماعی است.
جِ حشا؛ اندرونه، اعضای درونی بدن مانند: دل و جگر و معده و روده. احصائیه (اِ یُِ)
آمار، شمار.
دانشی که موضوع آن دسته بندی منظم امور اجتماعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فجئک و الاحشاء تهفو علی الفضاء فاحسن جواز الضیف یابن الاطائب
💡 فَلَئِنْ غیّبکَ التّعظیمُ عَنْ لحظِ عیانی فَلقَدْ صَیَّرکَ الوجدُ من الاحشاءِ دانی
💡 ز جور و کینه ی مأمون دلش لبریز شد از خون به طشت از حلق او بیرون همه احشاء و امعا شد
💡 آنزیم ۲ مبدل آنژیوتانسین در بسیاری از نقاط بدن وجود دارد. این آنزیم بیشتر در غشایِ سلولهای پوشانندهٔ کیسههای هوایی ریهها، سلولهای رودهٔ باریک، لایه درونرگی سیاهرگها ماهیچههای صاف سرخرگها در بیشتر احشاء داخلی بدن یافت میشود. بیانِ آرانای پیامرسان این آنزیم، در قشر مغز، جسم مخطط، هیپوتالاموس و ساقه مغز نیز مشاهده شدهاست.
💡 «یُصْهَرُ بِهِ» ای یذاب بالحمیم الّذی یصبّ من فوق رؤسهم، «ما فِی بُطُونِهِمْ» من الشحوم و الاحشاء. «وَ الْجُلُودُ» یعنی یشوی حرّه جلودهم فیتساقط.
💡 کالشمس تقشف من خبااللیلالذی نشفت دماء کبدی علی الاحشاء