آهنربایی
مترادفها
مغناطیس
فرهنگ فارسی
( آهن ربایی ) ( صفت ) منسوب به آهن ربا آنچه مربوط به آهن ربا باشد. یا طیف آهن ربایی.
ویکی واژه
(فیزیک): مربوط به آهنربا، نیروی آهنربایی.
خاصیتی که آهنربا دارد.
جمله سازی با آهنربایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی از پی جای لنگر گرفتن به از سرب، آهنربایی نبینم
💡 زمانی که جریان در سیم پیچ قطع میشود، اکثر حوضههای مغناطیسی نظم خود را از دست میدهند و به جهتی تصادفی میچرخند و میدان از بین میرود. هرچند، مقداری از نظم به خاطر اینکه حوضهها بر ای چرخاندن میدان مغناطیسی خود با مخالفت رو به رو میشوند، باقی میماند و هسته را دارای خاصیت آهنربایی دایمی ضعیفی باقی میگذارد. به این پدیده پسماند مغناطیسی میگویند.
💡 برآن بودم که از آهن کنم دل ندانستم که تو آهنربایی
💡 ویژگی آهنربایی یکی از پدیدههای جالب در فیزیک است که باعث میشود برخی فلزات خاص بتوانند اشیاء دیگر را از فاصله دور به سمت خود بکشند.
💡 در دستگاههای مدرن پزشکی، از نیروهای آهنربایی بسیار قدرتمند برای تصویربرداری دقیق از بدن انسان استفاده میشود تا پزشکان بتوانند بیماریها را بهتر تشخیص دهند.
💡 مطالعه میدانهای آهنربایی به دانشمندان کمک میکند تا درک بهتری از ساختار اتمها و نحوه تعامل ذرات با یکدیگر در دنیای ماده و انرژی داشته باشند.