سربراه

لغت نامه دهخدا

سربراه. [ س َ ب ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از سرانجام دهنده کار. ( آنندراج ). مطیع و فرمانبردار. حرف شنو. || شخصی سربراه؛ که هیچیک اعمال زشت را ندارد. ( یادداشت مؤلف ): آدمی سربراه. پسری سربراه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - مطیع فرمانبردار. ۲ - جدی وظیفه شناس.

جمله سازی با سربراه

💡 از هر طرف که تا زند ما صید سربراهیم یکسو شدن ندانیم خاک چهارراهیم

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز