فرهنگستان زبان و ادب
آب گردی
{water tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری که در آن گردشگران در تعطیلات برای مشاهدۀ دیدنی های آبی با قایق به سفر می پردازند
آب گردی
{water tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری که در آن گردشگران در تعطیلات برای مشاهدۀ دیدنی های آبی با قایق به سفر می پردازند
نوعی گردشگری که در آن گردشگران در تعطیلات برای مشاهدۀ دیدنیهای آبی با قایق به سفر میپردازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل بهسعی آبگردیدن طرب پیمانه است خودگدازی تردماغیهای این دیوانه است
💡 حیا سامانی این مقدار رسوایی نمیخواهد که چون فواره هر چند آبگردی درشلنگ آیی
💡 هیچ آهی سر نزدکز ماگدازیگل نکرد همچو دل در آبگردیدن جگرداریمما