ذونسب

لغت نامه دهخدا

ذونسب. [ ن َس َ ] ( ع ص مرکب ) صاحب نسب. || صاحب اصلی شریف و نجیب:
گویم آنگاه بیارید یکی باده ناب
یاد بادملکی ذوحسبی ذونسبی.منوچهری.ای ذونسب به اصل در و ذوفنون بعلم
کامل تو در فنون زمانه چو یک فنی.منوچهری.

فرهنگ معین

(نَ سَ ) [ ع. ] (ص مر. ) دارای اصلی شریف، صاحب نسب عالی.

فرهنگ عمید

صاحب نسب، دارای اصل شریف.

فرهنگ فارسی

صاحب نسب.

ویکی واژه

دارای اصلی شریف، صاحب نسب عالی.

جمله سازی با ذونسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای ذونسب به اصل خود و ذوفنون به علم کامل تو در فنون زمانه چو یک فنی

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز