آب دانه
فرهنگ معین
( آب دانه ) (نِ ) (اِ. ) تاولی کوچک در پوست حداکثر به بزرگی ته سنجاق و حاوی مایعی روشن. (فره ).
فرهنگستان زبان و ادب
آبدانه
{vesicle , vesicula} [پزشکی] تاولی کوچک در پوست، حداکثر به بزرگی ته سنجاق و حاوی مایع آبگون (serous fluid )
دانشنامه آزاد فارسی
آب دانه. آب ْدانِه (vesicle)
کیسۀ کوچکی حاوی مایع. این واژه در پزشکی در مورد تاول یا کنده شدن لایۀ بیرونی پوست (روپوست) و تجمع مایع حاوی سروز در زیر آن به کار می رود.
ویکی واژه
تاولی کوچک در پوست حداکثر به بزرگی ته سنجاق و حاوی مایعی روشن. (فره)
جمله سازی با آب دانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بساز با جگر تشنه چون شدی مجنون که آب دانه زنجیر از جگر باشد
💡 کشتزار است این حضیض خاک و آب دانه، فعل این نفوس مستطاب
💡 می نیست آب دانه انگور بلکه هست خون دلی ز جور فلک آمده بجوش