آبی یکی از رنگهای اصلی است که با نور مرئی و طول موجی بین ۴۴۰ تا ۴۹۰ نانومتر مرتبط میباشد. این رنگ در زبان اچ تی ام ال نیز وجود دارد و میتوان آن را با استفاده از نام انگلیسیاش در صفحات وب به کار برد. این رنگ یکی از سه رنگ اصلی در رنگدانهها در نقاشی و تئوری رنگ سنتی و همچنین در مدل رنگ RGB به شمار میآید. این رنگ در طیف نور مرئی بین سبز و نیلی قرار دارد و چشم انسان هنگام مشاهده نور با طول موج غالب بین تقریباً ۴۵۰ تا ۴۹۵ نانومتر، این رنگ را تشخیص میدهد. بیشتر این رنگ ها حاوی مقادیر کمی از رنگهای دیگر هستند؛ به عنوان مثال، رنگ زمردی مقداری سبز و رنگ لاجوردی مقداری بنفش دارد. به دلیل پدیده نوری به نام پراکندگی رایلی، آسمان در روز روشن و دریا به رنگ آبی به نظر میرسند. همچنین، اثر نوری به نام پراکندگی تیندال، رنگ آبی چشمها را توضیح میدهد. اشیاء دورتر به دلیل پدیدهای به نام دید هوایی، بیشتر آبی به نظر میرسند. این رنگ از زمانهای دور یکی از رنگهای مهم در هنر و دکوراسیون بوده است. لاجورد، سنگی نیمه قیمتی، در مصر باستان برای جواهرات و تزئینات استفاده میشد و در دوره رنسانس برای تولید رنگدانه اطلسی، که گرانقیمتترین رنگدانه به شمار میرفت، به کار میرفت.
آبی
لغت نامه دهخدا
( آبی ) آبی. ( ص نسبی ) برنگ آب. کبود. ازرق. نیلی. نیلگون. نیلوفری. کوود. آبیو. رنگ کبود روشن. و گاه آبی آسمانی گویند و از آن آبی سخت روشن خواهند و این همان آسمانجونی و آسمانگونه است. و آبی سیر گویند و از آن آبی پررنگ و گرفته اراده کنند و مقابل آن آبی روشن است.
فرهنگ معین
(ص. اِ. ) = آبو: برادر مادر، خال، خالو.
( اَ ) [ ع - فا. ] (ص نسب. ) (مرکب از اب: پدر + یای نسبت: پدری ) پدری، صلبی.
(اَ بِ یّ ) [ ع. ] (ص. ) ابا کننده، سرکش، انکار کننده.
( اَ ) [ په. ] (ق. ) بی، بدون.
فرهنگ فارسی
برنگ آب کبود سرکش و نافرمان
( صفت ) ابا کننده سر زننده سرکش آنکه سر باز زند از انکار کننده.
اوراست کتاب فضائل القر آن
فرهنگ اسم ها
معنی: به رنگ آب، نیلی
جملاتی از کلمه آبی
آب را نامانده آبی بر جگر وآبش از شوق تو بگذشته ز سر
به دل گفتا بباید دادن آبی به روح شان رسانیدن ثوابی
جهان چون دکان بریشم کشیست ازو نیمی آبی دگر آتشیست