آب جگر

فرهنگ معین

( آب جگر ) (بِ جِ ) (اِمر. ) کنایه از: خون، خونابه (طبق طب قدیم، جگر مرکز خون است ).

فرهنگ فارسی

( آب جگر ) ( اسم ) خون خونابه ( طبق طب قدیم جگر مرکز خونست ).

ویکی واژه

کنایه از: خون، خونابه (طبق طب قدیم، جگر مرکز خون است)

جمله سازی با آب جگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چشم گریان را به توفان بلا خواهم سپرد نوک مژگان را به خون آب جگر خواهم گرفت

💡 خون دل در غم یاقوت لبش خواهم ریخت دیده را غرقه به خون‌آب جگر خواهم کرد

💡 جمال حال شود ترجمان استحقاق دلیل آب جگر تفتگی و تشنه لبیست

💡 تنگ عیشی نکشد آن که ز خون آب جگر دم به دم بادهٔ گل‌رنگ به ساغر دارد

💡 کآب جگر چشمهٔ حیوان اوست چشمهٔ خورشید نمکدان اوست

💡 کشته ی تیغ جهان افروز مهرت گشته ام تشنه ی آب جگر تاب سنانت بوده ام

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز