فرهنگ فارسی
( آرام ده ) ( اسم ) ۱ - آرام دهنده. ۲ - مسکن تسکین دهنده.
( آرام ده ) ( اسم ) ۱ - آرام دهنده. ۲ - مسکن تسکین دهنده.
آرامده
آرامبخش. گفتارشان آرامده است. «شهری»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلطان فلک لرزان از بیم اذالشمس است آرام دهاد آن روز انوار تو عالم را
💡 وز آن پس به دستور پیغام ده به گفتار شیرینش آرام ده
💡 ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را ساعتی آرام ده این عمر بی آرام را
💡 تا چند هر دم از صبا در جنبش آید زلف تو آخر دمی آرام ده دلهای بی آرام را
💡 بیارام و ما را تو آرام ده خرد را به آرام دل کام ده