آشپز

پخت‌وپز، مهارتی و فناوری است که به منظور تهیه غذا به کار می‌رود. فردی که این کار را انجام می‌دهد، آشپز نامیده می‌شود. اگرچه پخت و پز یکی از فعالیت‌های روزمره برای تأمین انرژی و رفع گرسنگی انسان است، اما به عنوان یک هنر نیز شناخته می‌شود. این هنر شامل دانش شناخت مواد غذایی، مهارت در طعم‌دهی، نانوایی، تهیه سس‌ها و دیگر جنبه‌ها است که هر یک به ذوق و هنر یک آشپز ماهر وابسته است. غذاها بخش مهمی از هر فرهنگ به شمار می‌روند و در کشورهایی بزرگ مانند ایران، هر قومیت دارای فرهنگ غذایی خاص خود است. برخی از سبک‌های آشپزی ریشه در تاریخ و حتی جنگ‌های ملت‌ها دارند. در متون قدیمی فارسی به پخت و پز خوالیگری گفته می‌شود، به معنای آماده‌سازی مواد غذایی برای مصرف است. فردی که غذا را می‌پزد، آشپز نامیده می‌شود. این اصطلاح معمولاً به معنای خاص‌تری به کار می‌رود که شامل اعمال حرارت به غذا به منظور تغییر در طعم، بافت، ظاهر یا خواص تغذیه‌ای آن می‌باشد. این واژه از کلمه پزنده به معنای آماده‌سازی غذا برای مصرف نشأت گرفته است.

لغت نامه دهخدا

( آشپز ) آشپز. [ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه شغلش پختن طعام است. خوالیگر. خوالگر. دیگ پز. مطبخی. طباخ. باورچی. پزنده. خوراک پز. خورده پز.
- امثال:
آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی مزه.

فرهنگ معین

( آشپز ) (پَ ) (ص فا. ) آن که شغلش پخت غذاست، طباخ.

فرهنگ عمید

( آشپز ) آن که کارش پختن خوراک است، طباخ.

فرهنگ فارسی

( آشپز ) ( اسم ) آنکه شغلش پختن طعام است طباخ خوالیگر.
طباخ خوراک پز
خدمتکارمردیازن که کارش پختن خوراک است، طباخ

فرهنگستان زبان و ادب

آشپز
{cook} [گردشگری و جهانگردی] شخصی که حرفۀ او آشپزی است

ویکی واژه

آنکه شغلش پخت غذا بوده و در آشپزخانه کار می‌کند؛ یا آنکه غذا می‌پزد. طباخ.

جملاتی از کلمه آشپز

آتش از مطبخ تو آشپزیست افتابت به باغ رنگ رزیست
مقدمی بود اندر میان هر قومی میان آشپزان کله پز بود سردار
آشپز امرد دلم باشد کباب هوش او عاشقان را برده از جا دیگ بی سرپوش او