واژه «نکاشتن» در زبان فارسی به معنای انجام ندادن عمل کاشتن است و در واقع صورت منفی فعل «کاشتن» به شمار میآید. این واژه زمانی به کار میرود که عمل کاشتن گیاه، دانه یا نهال انجام نشده باشد. در معنای سادهتر، نکاشتن به ترک یا انجام ندادن عمل زراعت و غرس کردن اشاره دارد. این مفهوم در مقابل واژه «کاشتن» قرار میگیرد که به معنای قرار دادن بذر یا گیاه در زمین برای رشد است. بنابراین هر جا که زمین آماده باشد اما بذر یا گیاهی در آن قرار داده نشود، از نظر معنایی میتوان از نکاشتن استفاده کرد. این واژه بیشتر در متون قدیم و زبان ادبی فارسی دیده میشود و در گفتار روزمره کمتر به کار میرود. از نظر دستوری، این کلمه یک مصدر منفی است که با افزودن پیشوند «نـ» به فعل اصلی ساخته شده است. این ساختار در زبان فارسی برای بیان نبودن یا انجام نشدن یک عمل به کار میرود. نکاشتن میتواند در معنای کلیتر نیز به معنای رها کردن زمین بدون کشت و زرع تعبیر شود. در مجموع، این واژه به سادگی بیانگر انجام نشدن عمل کاشتن و ترک زراعت در یک زمین است.
نکاشتن
لغت نامه دهخدا
نکاشتن. [ ن َ ت َ ] ( مص منفی ) ناکاشتن. مقابل کاشتن. رجوع به کاشتن شود.
فرهنگ فارسی
نا کاشتن مقابل کاشتن.