استلذاذ

لغت نامه دهخدا

استلذاذ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) مزه یافتن.( زوزنی ). مژه یافتن. ( تاج المصادر بیهقی ). لذت بردن. لذت گرفتن. ( غیاث ). طلب مزه یافتن. || خوش شمردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بامزه یافتن. خوش مزه شمردن چیزی. ( منتهی الارب ). لذید پنداشتن.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. )۱ - لذت خواستن. ۲ - لذت بردن. ۳ - خوشمزه یافتن.

فرهنگ عمید

لذت بردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - طلب مزه کردن مزه خاستن. ۲ - مزه یافتن لذت بردن. ۳ - خوش مزه دانستن با مزه یافتن خوش مزه شمردن.

ویکی واژه

لذت خواستن.
لذت بردن.
خوشمزه یافتن.

جمله سازی با استلذاذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مده غرور به لذات خلدم ای زاهد که نیست جز به الم های عشقم استلذاذ

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز