آزرد
مترادفها
رنجیده، دلخور، ناراحت، آزرده
متضادها
شاد، خوشحال، خشنود
لغت نامه دهخدا
( آزرد ) آزرد. [ زَ ] ( مص مرخم، اِمص ) آزردگی. در شاهنامه های چاپی بیت ذیل دیده میشود:
منوچهر از این کار پردردشد
زمهراب و دستان پرآزرد شد.
( درجای دیگر این کلمه را ندیده ام و بیت را هم در شاهنامه خطی و نسبةً معتمدی که در حدود 850 هَ. ق. نوشته شده نیافتم و احتمال میدهم که بیت مجعول باشد ).
آزرد. [ زَ ] ( اِ ) رنگ. لون. گونه. آرنگ:
ابر فروردین بباران در چمن پرورد ورد
گشت خیری با فراق نرگسش آزرد زرد.قطران.بوستان از بانگ مرغان پرخروش زیر گشت
گلستان آزرد گوهر چون سریر میر گشت.قطران.
فرهنگ معین
( آزرد ) (زَ ) (اِ. ) رنگ، لون، گونه.
فرهنگ فارسی
( آزرد ) ( اسم ) رنگ لون گونه.
آزردگی رنگ
ویکی واژه
رنگ، لون، گونه.
جمله سازی با آزرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو آزرده گشتی تو ای پیلتن پشیمان شدم خاکم اندر دهن
💡 شهر از آن اختر عقرب سپر آزرده و من رنجه ز آن عقرب شبرنگ که اختر سپر است
💡 آزرده جانی را مکش، بی خان و مانی را مکش مسکین جوانی را مکش، تو هم جوانی، ای پسر
💡 بیماری باعث ترک تحصیل او شد. مونک در سالهای بعد بهدلیل ناامیدیهای فراوان پدرش، دانشگاه را ترک کرد و مصمم شد تا یک نقاش شود. پدرش نقاشی را یک تجارت نامقدس میدانست و همسایگانش با فرستادن نامههای ننگین او را میآزردند. در تضاد با رفتار پدرش مونک خود را با هنر و نوشتن خاطراتش تطبیق میداد و خود را آرام میکرد.
💡 در آداب سوگواری در مزدیسنا، شیون و زاری بیش از حد برای مردگان جایز نیست و آن را موجب آزرده شدن روان درگذشته و ضعف و کمطاقتی بازماندگان میدانند.
💡 «آزردن» یک تکآهنگ از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا کریستینا آگیلرا است که در سال ۲۰۰۶ میلادی منتشر شد.