کلمه آزرده در زبان فارسی به معنای ناراحت یا رنجیده است و به حالتی اشاره دارد که فرد به خاطر یک تجربه، رفتار یا رویداد خاص دچار ناراحتی، دلخوری یا رنجش شده است. این واژه بار معنایی منفی دارد و به احساسات منفی ناشی از رفتار یا سخنان دیگران اشاره میکند.
معانی و مفاهیم:
ناراحت: آزرده به معنای کسی است که به خاطر یک عامل خاص احساس ناراحتی میکند.
رنجیده: این واژه همچنین میتواند به معنای رنجیدهخاطر یا دلخور بودن از یک عمل یا گفتار دیگران باشد.
کاربردها:
اجتماعی: در تعاملات اجتماعی، وقتی کسی به خاطر رفتار یا سخنان دیگران ناراحت میشود، میگویند که او آزرده است.
ادبیات: در شعر و نثر، آزردگی میتواند به عنوان یک احساس عمیق و انسانی توصیف شود. مثلاً: شاعر در این شعر به آزردگی دل از عشق ناکام اشاره میکند.
محاوره: در مکالمات روزمره، این واژه به سادگی برای بیان احساس ناراحتی به کار میرود. مثلاً: من از این حرفش خیلی آزرده شدم.
معادلات و مترادفها:
مترادفها: ناراحت، رنجیده، دلخور، ملول.
معادلها در زبانهای دیگر: در انگلیسی: hurt یا offended.
متضادها: خوشحال و رضایتمند
💡 عشق ارنه فسون سازد گوید که زلیخا را یعقوب دل آزرده زیبا پسری دارد
💡 او در شغل خود چندان موفق نبود و نزد شاگردانش محبوبیتی نداشت و فقر و مرگ عزیزان او را آزرده بود ولی زندگی خانوادگی آرامی داشت. او به نوشتن شعر ادامه میدهد و در محافل سه شنبه خیابان رم یا خانه ییلاقی خود در ولون نزدیک فونتنبلو هم چنان با هنرمندان ملاقات میکند. مرگ او نیز در ۵۶ سالگی در همین خانه میرسد.
💡 پرستو که از رفتار الک، آزرده شدهاست، در پشت پردهها به او یورش میبرد اما به شکل تصادفی مجموعهای از لوازم آویزانشدهٔ صحنه را آزاد میکند و پایش در یک طناب، گیر میکند. کمی بعد، او به بالا کشیده میشود و هنگامی که طناب دور پایش شل شد، آغاز به افتادن میکند و در معرض خطر له شدن توسط وسایل صحنه و همچنین یک پیانو قرار میگیرد.
💡 همی ترسم شود آزرده آن تن ور نه می گفتم تو را هر شب درون دیده من خوابگه بادا
💡 آن خبرنگار نادان، که بر اساس شنیدههایش، پیش فرضهایی را در ذهن خود ساخته بود، با طرح اتهاماتی نظیر سرقت ادبی و اینکه یغما کتاب یا دیوان کهنهای پیدا کرده و اشعاری را بتدریج از آن بر میدارد و به نام خودش منتشر میکند چنان روح سرکش، آزاد و متلاطم یغما را آزرده بود که یغما او را با تندی از خود رانده بود.