لغت نامه دهخدا
( آتش افروزی ) آتش افروزی. [ ت َ اَ ] ( حامص مرکب ) فعل آتش افروز.
( آتش افروزی ) آتش افروزی. [ ت َ اَ ] ( حامص مرکب ) فعل آتش افروز.
( آتش افروزی ) ( ~. اَ ) (حامص. ) کنایه از: ایجاد فتنه و آشوب.
( آتش افروزی ) ۱. آتش افروختن، آتش روشن کردن.
۲. [مجاز] دوبه هم زنی، فتنه انگیزی.
( آتش افروزی ) ۱- بر افروختن آتش ( مخصوصا آتش جشنهایی مانند سده چهارشنبه سوری ). ۲ - عمل آتش افروز شغل آتش افروز. ۳ - فتنهانگیزی.
فعل آتش افروز
روشن کردن آتش، آتش افروختن.
(مجاز): فتنهانگیزی، کنایه از: ایجاد فتنه و آشوب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امروزه کارشناسان آتشنشانی، پلیس، دادستانی و بیمهها با دسترسی به بانکهای اطلاعاتی کلان و نرمافزارهای شبیهسازی مدرن، بخصوص با کمک نرمافزارهای ساخته شده بر مبنای منطق فازی، همچنین با به کار گرفتن علوم قضایی و علوم جنایی بهروز، درصد قابل توجهی از جرایم آتشافروزی را به اثبات میرسانند.
💡 آتشسوزی مسجد اسکاندیدو یک حمله آتشافروزی بود که در روز یکشنبه، ۴ فروردین ۱۳۹۸ مصادف با ۲۴ مارس ۲۰۱۹ علیه مسجد دارالارقام که مرکز اسلامی شهر اسکاندیدو، کالیفرنیا، است، انجام شد.