اسلامي

لغت نامه دهخدا

اسلامی. [ اِ ] ( ص نسبی ) منسوب باسلام: قرون اسلامی. || مسلمان. رجوع باسلامیان شود.

فرهنگ عمید

۱. مربوط به اسلام: معماری اسلامی.
۲. مسلمان.
۳. [عامیانه] متدین، کوشا در رعایت اصول شرع.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به اسلام آنچه از تمدن و فرهنگ و جز آن که منسوب به اسلام باشد. ۲ - پیرو اسلام مسلمان. جمع: اسلامیان. یا دور. اسلامی عهد اسلامی. دور. بعد از اسلام. یا قرون اسلامی. قرنهایی که از آغاز اسلام ببعد سپزی شده است.

ویکی واژه

اسلامی
منسوب به اسلام، فردی که به اصول و عقاید اسلام معتقد باشد، مسلمان.

جمله سازی با اسلامي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کاوش هاي باستان شناسي در اين محوطه تابستان 1400 توسط هياتي به سرپرستي دکتر سعيد ستارنژاد آغاز شد و نتايج آن منجر به شناسايي گورهاي از دوره هاي مختلف اسلامي شد. اين گورستان به عنوان يکي از بزرگترين گورستان هاي دوره اسلامي شهر مراغه است.