بائت

لغت نامه دهخدا

بائت. [ ءِ ] ( ع ص ) آب شبینه و سردو نان شبینه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نان و خوراک یکشبه. ( قطر المحیط ). آنچه شب گذاشته شده باشد از گوشت و نان و غیر آن: الغاب؛ البائت من الخبز و الطعام. ( قطر المحیط ). بیات، ضد تازه: و خبزه ( خبز السلت )مادام حاراً افضل من الخبز البائت. ( ابن البیطار ).
بائة. [ ءَ ] ( ع مص ) باء. مباءة. نکاح. مباشرت. آرامش با. جماع. || ( اِ ) جای باش. منزل. ( مهذب الاسماء ). || آنجا که اشتر شب گذارد. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ معین

(ئِ ) [ ع. ] (ص. ) آن چه شبی بر آن گذشته باشد (از گوشت و نان و غیره )، شب مانده، بیات، مق. تازه.

ویکی واژه

آن چه شبی بر آن گذشته باشد (از گوشت و نان و غیره)
، شب مانده، بیات؛ م
تازه.

جمله سازی با بائت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فخر آبائت نبی مخصوص ما زاغ البصر جد اعلایت علی سلطان ملک انما

💡 دفتر مرکزی آبائته لینهاس آئریاس در برزیل واقع شده‌است و به ۳ مقصد، پرواز مستقیم انجام می‌دهد.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز