تعارضی
مترادفها
متناقض، متضاد، مقابلهای
متضادها
هماهنگ، سازگار، متوافق، همسو
فرهنگستان زبان و ادب
{conflictual} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مربوط به تعارض
ویکی واژه
مربوط به تعارض.
جمله سازی با تعارضی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به عقیدهٔ دانشورانی چون فرایدمن، مرگ ابراهیم در روایات اسلامی را قبل از مرگ محمد قرار دادهاند تا با باور به ختمیت وحی تعارضی نداشته باشد.
💡 نقدِ دومِ هگل آن بود که اخلاق کانت انسانها را به تعارضی درونی بین عقل و میل میکشاند. از نظر هگل، اینکه انسانها میل خود را سرکوب کنند و آن را تحت تسلط عقل درآورند، غیرطبیعی است. به عبارت دیگر، اخلاق کانت با نادیدهگرفتنِ تنش میان منافع شخصی و اخلاق، نمیتواند هیچ دلیلی برای اخلاقیبودن در اختیار انسانها قرار دهد.
💡 تعارض مرحله آلتی، آخرین و اساسیترین تعارضی است که کودک باید با آن مواجه شود و با موفقیت آن را حل کند. این تعارض همان خواست ناخودآگاه (ناهشیار) کودک به تملک والد ناهمجنس خود و در عین حال دوری از والد همجنس خود است. فروید، این وضعیت را عقده ایدیپ نامیدهاست.
💡 از دیگر اثرگذاریهای وی میتوان به بحث مرجحات متعارضین یا برتریدهندههای روایتهای متعارض اشاره کرد که بر اساس معیارهایی چون درستی سند حدیث، هماهنگی با مشهور و اجماع و ناسازگاری با عامه، روایتی بر دیگر روایات ترجیح و برتری داده میشد.