لغت نامه دهخدا
اشتم. [ اِ ت ِ ] ( اِ ) چرک خونی که از زخم پالاید. ( ناظم الاطباء ). این کلمه در برهان نیست و شاید مخفف استیم و اشتیم باشد. رجوع به اشتیم شود.
اشتم. [ اِ ت ِ ] ( اِ ) چرک خونی که از زخم پالاید. ( ناظم الاطباء ). این کلمه در برهان نیست و شاید مخفف استیم و اشتیم باشد. رجوع به اشتیم شود.
( آشتم ) (تُ ) ( اِ. ) آشتم، آستیم، چرک و ریم جراحت.
( اسم ) اشتیم
آشتم، آستیم، چرک و ریم جراحت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر آهخته از بهر دین خدای به تیغ از سر سرکشان آشتم