فرهنگ معین
( آب چشم ) (بِ چَ ) (اِمر. ) اشک، سرشک.
( آب چشم ) (بِ چَ ) (اِمر. ) اشک، سرشک.
( آب چشم ) ( اسم ) اشک سرشک.
اشک، سرشک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون جهان را بیم طوفان است ز آب چشم من رخت هستی گر توانم، زین جهان بیرون کشم
💡 ربع از دلم پر خون کنم اطلال را جیحون کنم خاک دمن گلگون کنم از آب چشم خویشتن
💡 فتاده ناقه در غرقاب از آب چشم مهجوران و فوق النوقِ خیماتٌ و فِی الخیمات مَعشوقِ
💡 آبی که میآشامیم، کلریزه است. این آب زیانآور است و مزه آن نیز ناخوشایندتر از مزه آب چشمهاست. آب ضدعفونی شده با ازون، عاری از هر گونه باکتری زیانآور است و مزه آن نیز خوشایندتر است.
💡 از آب این چشمه، جهت آبیاری نخلستان و استحمام استفاده میشود. آب چشمه گنو از دسته آبهای گوگردی خیلی گرم، کلر و سولفات، کلسیک گوگردی محسوب میشود.
💡 حتی برای یک پیادهروی چندساعته در جنگل هم با خودتان قمقمه آب ببرید،روی آب چشمهها و برکههای جنگل حساب باز نکنید.