آب‌پز کردن

مترادف‌ها

پختن، جوشاندن

متضادها

خام نگه داشتن

فرهنگستان زبان و ادب

آب پز کردن
{boiling} [علوم و فنّاوری غذا] پختن مواد غذایی در آب جوش یا سایر مایعات حاوی آب

ویکی واژه

آب‌‌پز کردن
چیزی را در آب یا آبجوش پختن.

جمله سازی با آب‌پز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جوشاندن، آرام‌پزی، بلانچ کردن، آب‌پز کردن، بخارپزی، دم کردن، پخت تحت فشار، جوشاندن سنگی، پخت با فلاسک خلاء

💡 ۳. تمدن‌های باستانی (حدود ۳۵۰۰ قبل از میلاد - ۵۰۰ پس از میلاد): روش‌ها و دستور العمل‌های آشپزی در تمدن‌های مختلف باستانی مانند مصر، بین‌النهرین، یونان و روم تکامل یافته است. آنها از روش‌های مختلف پخت و پز استفاده می‌کردند، از جمله پخت، برشته کردن، آب‌پز کردن و سرخ کردن. استفاده از فر، قابلمه و تابه پخت و پز را کارآمدتر کرد و امکان تهیه غذاهای پیچیده را فراهم کرد.

💡 برای تهیه یک سوپ بسیار لذیذ و مقوی، ابتدا باید تمام سبزیجات و گوشت را در آب جوش به مدت طولانی آب‌پز کردن شروع کرد.

💡 برخی از مواد غذایی مانند حبوبات برای پخته شدن سریع‌تر، نیاز به مدت زمان بیشتری در فرآیند آب‌پز کردن در دیگ تحت فشار دارند.

💡 مادر برای آماده کردن شام برای فرزندانش، شروع به آب‌پز کردن سیب‌زمینی‌ها در قابلمه‌ای بزرگ کرد تا سریع‌تر برای خوردن آماده شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران