لغت نامه دهخدا
اخکوک. [ اَ ] ( اِ ) معنی آنرا زردآلوی نارسیده گفته اند و بیت ذیل را شاهد آورده اند:
ز پیروزه و از زمرد مگر
نمایند اخکوک نارس ببر.اسدی.اگر این معنی درست است نارس حشو قبیح است ولی معنی درست نیست. واخکوک هر میوه ایست سبز و نارس. چغاله و نارسیده هرمیوه. هر میوه نارسیده: المسلاخ و الخضیره؛ آنکه [ نخلی که ] اخکوکش فروریزد. ( السامی فی الاسامی ). قَلب؛سرخ شدن اخکوک خرما یعنی غوره آن.
- امثال:
عرب اخکوک ندیده؛در مورد کسی گویند که نسبت به طعام یا هر چیز دیگر حریص و ولوع باشد.