تحرج

لغت نامه دهخدا

تحرج. [ ت َ ح َرْ رُ ] ( ع مص ) از گناه به یک سو شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). پرهیز کردن از گناه و توبه کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تأثم. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). و حقیقت آن دور شدن ازحَرَج است. ( اقرب الموارد ) تأثم. خارج شدن از حرج و گناه... ( تاج العروس ج 2 ص 21 ). و رجوع به تأثم شود. || برآمدن از تنگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خارج شدن از تنگی. ( تاج العروس ایضاً ). || بزهمند شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ حَ رُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - گناهکار شدن. ۲ - پرهیز کردن از گناه. ۳ - توبه کردن. ۴ - برآمدن از تنگی.

فرهنگ عمید

دوری کردن از گناه.

ویکی واژه

گناهکار شدن.
پرهیز کردن از گناه.
توبه کردن.
برآمدن از تنگی.

جمله سازی با تحرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و باشد که بعضی رذایل را نامی مشهور بود چنانکه وقاحت و خرق که دو طرف فضیلت حیا اند، و اسراف و بخل که دو طرف فضیلت سخااند، و تکبر و تذلل که دو طرف فضیلت تواضع اند، و فسق و تحرج که دو طرف فضیلت عبادت اند.

💡 وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ ابن عباس و ضحاک و سدی گفتند: اهل جاهلیت بظاهر زنا مستقبح میداشتند، امّا در باطن روا میداشتند، و از آن تحرج نمیکردند. رب العالمین درین آیت ظاهر و باطن زنا حرام کرد. مجاهد گفت: فاحشة ظاهر، الجمع بین الاختین بود که در جاهلیت روا میداشتند، و همچنین زنی که پدران ایشان بزنی کرده بودند، نکاح وی روا میداشتند. رب العزة در اسلام هر دو حرام کرد، گفت وَ لا تَنْکِحُوا ما نَکَحَ آباؤُکُمْ، و قال: أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ. این فاحشة ظاهر است و فاحشة باطن زنا است، و در جمله هر چه مکروهات است و ناشایست و ناپسندیده در تحت این آیت شود. ظاهر عمل جوارح است و باطن عمل دل، که آن را نیت و اعتقاد گویند.

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز