اشرار

لغت نامه دهخدا

اشرار. [ اِ ] ( ع مص )به بدی منسوب کردن کسی را. ( منتهی الارب ). نسبت کردن با شر. ( تاج المصادر بیهقی ). نسبت کردن کسی را به شر. || پیدا کردن. ( منتهی الارب ). آشکارا کردن. ( تاج المصادر بیهقی ): و حتی اُشِرَّت بالاکُف المصاحف؛ ای نُشرت و اُظهرت. ( اقرب الموارد ). || به آفتاب نهادن چیزی را تا خشک شود. ( منتهی الارب ). به آفتاب نهادن گوشت یا کشک یا جامه را تا خشک شود. ( از اقرب الموارد ). || راندن و طرد کردن خاندان و قبیله کسی، وی را. ( از اقرب الموارد ).
اشرار. [ اَ ] ( ع ص،اِ ) ج ِ شَریر. ( دهار ) ( آنندراج ). بدان:
پس ره راستان و نیکان رو
که جهان پر خسان و اشرار است.ناصرخسرو.تو ملتفت مشو به عدو زآنکه خود فلک
تدبیر دفع فتنه اشرار میکند.سلمان ساوجی.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ شریر، بدکاران.

فرهنگ عمید

= شَریر

فرهنگ فارسی

بدان، بدکاران، جمع شریر
( اسم ) جمع شریر بدان بدکاران بد کرداران.
جمع شریره

ویکی واژه

جِ شریر؛ بدکاران.

جمله سازی با اشرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در قدیم و با توجه به قرار گرفتن بقعه امامزاده در دامنه کوه اشیاء امامزاده هر از چند گاهی مورد سرقت اشرار و راهزنان قرار گرفته و شجره نامه نیز به تاراج رفته‌است اما بنا به دلایل موجود، تولد این امامزاده در قرن سوم هجری می‌باشد.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به شگرد یک عشق، زندان زنان، رژ لب، برهنه برای قاتل، لو مان، میانبری به جهنم، سنبله، ثور، جدی، والری، ظاهر و باطن، خوشی من، خوشی توست و دو تپانچه مگنوم ۳۸ برای شهری از اشرار اشاره کرد.

💡 جمادی همچو مغناطیس آهن را به دام آرد چرا اشرار را احمد نکردی رام قرآنش

💡 مقام‌های حکومتی ایران شرکت کنندگان در این اعتراضات را بدون ارائه سند و مدرک به «گروه‌های شرور» و «اشرار مسلح» منتسب کرده است اما در تصاویر منتشر شده معترضان مسلح نیستند.

💡 آه از آن اشرار کایشان ز آتش شمشیر میر می جهند ونی نمی میرند هر یک چون شرار