خزعبل
مترادفها
مهمل، بیهوده، سخن واهی
متضادها
حقیقت، منطق، عقل
لغت نامه دهخدا
خزعبل. [ خ َ زَ ب َ ] ( ع اِ ) سخن های طرفه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
خزعبل. [ خ ُ زَ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) باطل. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) ( از لسان العرب ). ج، خزعبلات.
فرهنگ معین
(خَ یا خُ زَ عْ بَ ) [ ع. ] (اِ. )سخن بیهوده و مضحک. ج. خزعبلات.
فرهنگ عمید
سخن های بیهوده، باطل، و خنده دار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) سخن بیهوده و مضحک لاطایل. جمع: خزعبلات.
باطل
ویکی واژه
سخن بیهوده و مضحک.
خزعبلات.
جمله سازی با خزعبل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ... و زنم سیمین دانشور که میشناسید؛ اهل کتاب و قلم و دانشیار رشتهٔ زیباییشناسی و صاحب تألیفها و ترجمههای فراوان و درحقیقت نوعی یار و یاور قلم که اگر او نبود چهبسا خزعبلات که به این قلم درآمده بود. (و مگر درنیامده؟) از ۱۳۲۹ به اینور هیچ کاری به این قلم منتشر نشده که سیمین اولین خواننده و نقادش نباشد….