برندک

لغت نامه دهخدا

برندک. [ ب َ رَ دَ ] ( اِ ) کوه کوچک و پشته خرد، و بعضی گویند که در میان دشت و صحرا واقع باشد. ( از برهان ) ( از آنندراج ). || خبث الحدید. || قفل و زرفین و دربند. || قسمی از آمله و هلیله. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(بَ رَ دَ ) ( اِ. ) تپه، پشته.

فرهنگ عمید

تپه، پشته، تل، کوه کوچک.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کوه کوچک تپه پشته.

ویکی واژه

تپه، پشته.

جمله سازی با برندک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو فیلسوفان وصف نگین جم شنوند گمان برندکه نام تو بود نقش نگین

💡 خم خنجرسبزت چنان برآید خون که ظن برندکه آتش همی جهد ز خیار

💡 در چنین گیرودار وانفسا من و مثل مرا برندکجا

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز