اغذیه

در ادبیات و متون کلاسیک فارسی به معنای خورش‌ها، پرورش‌دهندگان یا به طور کلی هر آنچه موجب رشد، بالیدگی و آراستگی جسم انسان می‌شود، به کار رفته است. این واژه ریشه در زبان عربی دارد و اشاره به کلیت امر تغذیه دارد؛ یعنی مجموعه‌ای از خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها که بدن برای کسب قوام، نمو و بقا به آن‌ها نیاز دارد. در این مفهوم گسترده، «اغذیه» نه تنها به غذای آماده، بلکه به هر ماده‌ای اطلاق می‌گردد که فرآیند تغذیه و حفظ سلامتی جسم را تأمین کند.

با گذر زمان و تحولات زبانی و صنعتی، مصطلحات مرتبط با این کلمه نیز شکل گرفته‌اند. به عنوان مثال، این عبارت به واحد صنعتی یا کارخانه‌ای اطلاق می‌شود که وظیفه تولید و فرآوری انبوه مواد غذایی را بر عهده دارد؛ این اصطلاح بیانگر جنبه تولیدی و تکنولوژیک صنعت خوراک است. در مقابل، اغذیه فروشی به عمل یا کسب‌وکار فروش مواد غذایی اشاره دارد که می‌تواند از یک مغازه ساده تا یک سازمان توزیع بزرگ را در بر بگیرد و جنبه تجاری این صنعت را منعکس می‌سازد.

همچنین، در بافت‌های خاصی از گذشته، دکان‌هایی که به طور تخصصی به عرضه مواد غذایی و به‌ویژه نوشیدنی‌ها می‌پرداختند، با عنوان اغذیه فروشی شناخته می‌شدند؛ گاهی این محل‌ها شامل مشروبات الکلی نیز می‌شدند که این نکته بیانگر تغییر نگرش‌ها و تفاسیر فرهنگی در طول زمان نسبت به این مکان‌ها است. در مجموع، واژه اغذیه چارچوبی جامع برای توصیف تمام اقلام مصرفی ضروری برای حفظ حیات و تندرستی است که در عرصه صنعت و تجارت نیز کاربردهای اصطلاحی مشخصی یافته است.

لغت نامه دهخدا

( اغذیة ) اغذیة. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ غذاء. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ غِذاء، بمعنی خورش و پرورش که بالیدگی و آراستگی جسم است. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). ج ِ غِذاء، یعنی آنچه نماء و قوام جسم بدان است و آنچه بدان تغذیه میشود از خوردنی و نوشیدنی. ( از اقرب الموارد ).
- اغذیه سازی؛ کارخانه ای که مواد غذائی می سازد.
- اغذیه فروشی؛ فروختن مواد غذائی.
- || دکانهایی که مواد غذائی و بخصوص مشروبات الکلی می فروشند.

فرهنگ معین

(اَ یِ ) [ ع. اغذیة ] (اِ. ) جِ غذاء، خوردنی ها.

فرهنگ عمید

= غذا

فرهنگ فارسی

خوردنی ها، خوراکها، جمع غذائ
( اسم ) جمع عذائ خوردنیها خورشها خوراکها.
جمع غذائ بمعنی طعام چاشت خلاف عشائ.

ویکی واژه

اغذیة
جِ غذاء؛ خوردنی‌ها.