بهرهور

لغت نامه دهخدا

بهره ور. [ ب َ رَ / رِ وَ ] ( ص مرکب ) محظوظ و کامران و نیک بخت و کامیاب. ( ناظم الاطباء ). سودبرنده. کامیاب. برخوردار.بهره بر. بافایده. ( یادداشت بخط مؤلف ):
ببخشیدشان جامه و سیم و زر
ببودند زو هریکی بهره ور.فردوسی.همچنو ما همه از نعمت او بهره وریم
پس چو نیکونگری نعمت او نعمت ماست.فرخی.نه چاهی را بگه دارد نه گاهی را بچه دارد
ز عفوش بهره ورتر هرکه او افزون گنه دارد.فرخی.خرمردمند هر سه نه مردم نه خر تمام
از هر دو نام همچو شترمرغ بهره ور.سوزنی.بهره ورند از سخات اهل صلاح و فساد
زاهد و عابد چنانک مفلس و قلاش ورند.سوزنی.که ای بهره ور موبد نیکنام
چرا پیش از اینم نگفتی پیام.سعدی.از آن بهره ورتر در آفاق کیست
که در ملک رانی به انصاف زیست.سعدی.|| بهره دار. بافایده. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

( ~. وَ ) (ص مر. )۱ - بهره بر. ۲ - بهره - دار، بافایده. ۳ - سودبرنده. ۴ - کامیاب.

فرهنگ عمید

بهره دار، دارای بهره، سودبرنده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - بهره بر. ۲ - بهره دار بافایده. ۳ - سود برنده. ۴ - کامیاب.
بهره بر، بهره بردار، دارای بهره، سودبرنده

فرهنگ اسم ها

اسم: بهره ور (پسر) (فارسی) (تلفظ: bahrevar) (فارسی: بَهره‌ور) (انگلیسی: bahrevar)
معنی: بهره مند، کامیاب، ( بهره، ور ( پسوند دارندگی ) )

فرهنگستان زبان و ادب

{benefactive, beneficiary, benefactor} [زبان شناسی] نقش معنایی موضوعی که از رویداد فعل بهره مند می شود

ویکی واژه

نقش معنایی موضوعی که از رویداد فعل بهره‏مند می‌شود.

جمله سازی با بهرهور

💡 اولین آنتیفومها، هدفشان از بین بردن کف ظاهر شده روی سطح بود. نفت سفید، نفت کوره‌ای و دیگر محصولات نفتی برای از بین بردن کف استفاده می‌شدند. دیگر نفتهای گیاهی نیز در بعضی مواقع استفاده می‌شدند. الکلهای چرب، بسیار مؤثر بودند اما جزء آنتیفومهای گران‌قیمت بودند. آنها برای افزایش بهرهوری به محصولات نفتی اضافه شدند. در سالهای ۱۹۵۰، آزمایش‌های بر آنتی فوم های مبتنی بر سیلیکون آغاز شد. آنها بر اساس نفت سیلیکون بودند که در آب یا نفت سبک پراکنده می-شدند. نفتهای سیلیکونی به خوبی کار می‌کردند اما باعث ایجاد اختلالات سطح در بسیاری از کاربردها مانند رنگها و کاغذها می‌شدند.