آتور، نامی است که به معنای آتش و نمایانگر فرشتهای در ایران باستان به شمار میرود. این واژه در زبانهای باستانی همچون پهلوی و اوستایی نیز کاربرد داشته و به شکل آذر نیز شناخته میشود. آتور همچنین به عنوان یکی از اجزای تقویم کهن ایرانی به شمار میآید، تقویمی که در دوران پادشاهی مادها توسط مغها، بنا بر اعتقادات روح و زروانی، دستخوش تغییراتی گردیده است. این مفهوم به خوبی نشاندهندهی اهمیت آتش و نور در فرهنگ ایرانی و جایگاه ویژهای است که فرشتگان در باورهای کهن ایرانیان داشتهاند. آتور نهتنها به عنوان نماد آتش بلکه به عنوان نشانهای از تقدس و روشنایی در زندگی مردم باستانی ایران به شمار میرفته است.
آتور
لغت نامه دهخدا
( آتور ) آتور. ( اِخ ) آثور. بعقیده مصریان قدیم نام رب النوع دریا و زوجه یا خواهر «فتا» رب النوع آتش.
فرهنگ فارسی
( آتور ) یا آثور بعقیده مصریان قدیم نام رب النوع دریا و زوجه یا خواهر رب النوع آتش
آتش
فرهنگ اسم ها
اسم: آتور (پسر، دختر) (پهلوی، اوستایی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: ātur) (فارسی: آتور) (انگلیسی: atur)
معنی: آتش، نام فرشته ای در ایران باستان، آذر، ( اَعلام ) ) یک بخش از تقویم قدیمی ایرانی که مغهای دوران پادشاهی ماد بر پایه روح و زروانی آن را تغییر داده اند، ) نام فرشته ی در ایران باستان، ( پهلوی ) آتور ( آذر ) یک بخش از تقویم قدیمی ایرانی که مغهای مادی بر پایه روح و زروانی آن را تغییر داده اند
ویکی واژه
اسامیی که با نام آتش مقدس و پهلوانان اوستا گره خورده؛ آذور، آذر آتور، آتر. آتور ممکن است به دو جزء آ - تور قابل تجزیه باشد و مفاهیم آن در جمله تداعی مییابد مانند «پرتاب» یا پرتاب کننده که شاید منظور تیرانداز یا تیر انداختن باشد.
جمله سازی با آتور
💡 در آتوریا پادشاهی بد به جای زاولاد بلزیس بابل خدای
💡 دگرباره برخاست آشوب و جنگ در ایران زآتوریان بی درنگ
💡 زآتور و از بابل و لیدیا زآلام و از هتن و از میدیا