احمقانه

فرهنگ معین

(اَ مَ نِ ) [ ع - فا. ] (ق. ) به شیوة احمق، بی خردانه، سفیهانه.

فرهنگ عمید

مانند احمقان، احمق وار، از روی حماقت.

فرهنگ فارسی

۱ - بشیو. احمق بیخردانه سفیهانه: احمقانه سخن میگوید. ۲ - ( صفت ) احمق وار در خور احمقان: شعر احمقانه.

ویکی واژه

به شیوة احمق، بی خردانه، سفیهانه.

جمله سازی با احمقانه

💡 نزاری با سخن‌دان دارد این رمز نه با نادان که گوید احمقانه

💡 ضمن در نظر گرفتن ریسک احمق به نظر رسیدن، به تو می‌گویم که جنبش ناسیونال سوسیالیسم هزار سال پابرجا خواهد بود!... فراموش نکن ۱۵ سال پیش زمانی که اعلام کردم روزی بر آلمان حکومت خواهم کرد مردم چطور به من می‌خندیدند. آن‌ها امروز هم وقتی می‌گویم در قدرت خواهم ماند همان‌طور احمقانه می‌خندند.

💡 پیر چون این ابیات بشنید طنازوار بخندید وگفت ای جوان، این در احمقانه سفتی و این سخن کودکانه گفتی، همانا که ازین بحور جوئی بتو نرسیده است و از این بخور بوئی بتو نوزیده است.

💡 ایده اصلی این فیلم این بود که «بیا در مورد دوستان و کارهای احمقانه‌ای که در گذشته در نیویورک انجام می‌دادیم بنویسیم،» که توسط بیز و توماس تعریف شده بود. این دو شخص، کاراکترهای فیلم را از بین شخصیت‌ها و دوستان خودشان بیرون کشیدند. شخصیت تد در سریال در شبیه بیز و شخصیت‌های مارشال و لی‌لی شبیه توماس و همسرش می‌باشند.

💡 «این احمقانه است، این چیزی بدتر از احمقانه است، این فقط بزرگ‌نمایی در بازاریابی است.»

💡 احتمال آنکه کاری را که انجام می‌دهید دیگران ببینند نسبت مستقیم دارد با میزان احمقانه بودن آن کار.

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز