بکرات

لغت نامه دهخدا

بکرات. [ ب َ ک َ ] ( ع اِ ) حلقه های چند از حلیه شمشیر. ( ناظم الاطباء ). || ج ِ بَکرَه یا بَکَرَه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). رجوع به بکرة شود. || ( اِخ ) چند کوه است بلند نزدیک بکرة. و چند پشته های سیاه است در رحرحان یا در راه مکه. ( منتهی الارب ).
بکرات. [ب ِ ک َرْ را ] ( ق مرکب ) مکرر. بدفعات. بارها: کفشگر... زن را بکرات بخواند. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

بدفعات مکررا بارها چندین بار. یا بکرات و بمرات. بارها مکررا.
حلقه های چند از حلی. شمشیر ٠ یا جمع بکره ٠ یا چند کوه است بلند نزدیک بکره ٠ و چند پشته های سیاه است در رحرحان یا در راه مکه ٠

جمله سازی با بکرات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیدیم و آزموده بکرات حال عقل زو نیز هم اصابت رائی پدید نیست

💡 چون این ابیات لطیف برخواند نعره ای چند براند و در آن اطلال خالی و رسوم بالی چون باد گام برداشت و چون خاک مرا بگذاشت بعد از آن بکرات و مرات بدان مزار رسیدم، از آن پیر مداح ونواح اثر ندیدم و خبر نشنیدم.

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز