بارداری، یا همان آبستنی، به زمانی گفته میشود که یک رویان یا جنین در بدن مادر رشد میکند. این اتفاق هیجانانگیز زمانی رخ میدهد که اسپرم مرد با تخمک زن ترکیب شده و یک سلول اولیه به نام نطفه را تشکیل میدهد. در دنیای پستانداران، از جمله انسانها، ممکن است در طول یک دوره بارداری، یک یا حتی چند نوزاد به طور همزمان در حال رشد باشند! به مدت زمان بارداری به علاوه دو هفته، دوره باروری میگویند و سن باروری هم به مدت زمانی اشاره دارد که نوزاد در رحم مادر رشد کرده، به اضافه دو هفته. بر اساس آمارهایی که در دست داریم، حدود 35 درصد از موارد ناباروری در زوجین، به آقایان مربوط میشود. یک مرد سالم معمولاً در هر بار انزال، بین 120 میلیون تا 600 میلیون اسپرم آزاد میکند و در طول زندگیاش هم حدود 400 میلیارد اسپرم تولید میکند! یکی از شایعترین دلایل ناباروری در آقایان، مشکل در تولید تعداد کافی اسپرمهای سالم است. بیماری “واریکوسل” یکی از مهمترین عواملی است که میتواند باعث این مشکل شود. گاهی اوقات هم، آقایان ممکن است در رساندن اسپرم به واژن خانم با مشکل مواجه شوند که این موضوع به دستگاه تناسلی مردان برمیگردد. این مشکلات میتوانند مربوط به آلت تناسلی و بیضهها باشند (مثلاً عدم تخلیه اسپرم). در برخی موارد، ناهنجاریهایی مانند قرار نگرفتن بیضهها در جای صحیح خود نیز مشاهده میشود. همچنین، برخی بیماریها میتوانند به دستگاه تولید اسپرم در آقایان آسیب برسانند.
آبستن
لغت نامه دهخدا
پریچهره آبستن آمد ز مای
پسر زاد از این نامور کدخدای.فردوسی.که ازبهر اوازدرِ بستن است
همان نیز بیمار و آبستن است.فردوسی.گل آبستن از باد مانند مریم
هزاران پسر زاده از چارمادر.ناصرخسرو.بلحسن آن معدن احسان کزو
دل بسخن گشته ست آبستنم.ناصرخسرو.ای برادر گر عروس خوبت آبستن شده ست
اندر آن مدت که بودی غائب از نزد عروس
بر عروست بدگمان گشتن نباید بهر آنک
ماکیان چون نیک باشد خایه گیرد بی خروس.علی شطرنجی.- آبستن بودن از کسی؛ مجازاً رشوه نهانی ستده بودن از او.
- مثل آبستنان رفتن؛ سخت بکاهلی و آهستگی راه پیمودن.
- امثال:
شب آبستن است؛ وقوع حوادث تازه و غیرمنتظر ممکن است:
ترا خواسته گر ز بهر تن است
ببخش و بدان کاین شب آبستن است.فردوسی.شب بدخواه را عقوبت زاد
شب شنودم که باشد آبستن.فرخی.نبندد در برویم تا دهد در بزم خود جایم
نمیدانم چه زاید صبحدم آبستن است امشب.ظهیر فاریابی.و عرب گوید: اللیل حُبْلی ̍ لست تدری ما تلد.
یک امشب را صبوری کرد باید
شب آبستن بود تا خود چه زاید.نظامی.فریب جهان قصه روشن است
سحر تا چه زاید شب آبستن است.حافظ.
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [مجاز] درپی دارنده: آبستن حوادث.
فرهنگ فارسی
حامله بارور
زن یاحیوان ماده که بچه درشکم داشته باشد، باردار، آبست، آبسته، آبستان
ویکی واژه
پنهان، پوشیده.
شب آبستن است: یعنی لحظهها مترصد حادثه هستند. وقوع حوادث تازه محتمل.
جمله سازی با آبستن
به ماهی ماند، آبستن به مریخ بزاید، چون فراز لب رسانی
نمیدانست آن آبستنی شاه که شب آبستن است و طفل در راه
ز آبستنی تا بدین پایگاه که بر افسر مهر سائی کلاه