آبژ

لغت نامه دهخدا

( آبژ ) آبژ. [ ب ِ ] ( اِ )سرشک آتش. || نام گیاهی که آن را بومادران گویند. ( شمس اللغات ). و رجوع به آبید و آبیز شود.

فرهنگ معین

( آبژ ) (بِ ) ( اِ. ) شرارة آتش.

فرهنگ فارسی

( آبژ ) ( اسم ) شرار. آتش
سرشک آتش نام گیاهی که آنرا بومادران گویند

ویکی واژه

شرارة آتش.

جمله سازی با آبژ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان آبژدان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۲ نفر (۲۳خانوار) بوده‌است.

💡 اسلام‌آباد، (شاه آباد) روستایی از توابع بخش آبژدان شهرستان اندیکا در استان خوزستان ایران است.اهالی روستای اسلام آبادازتیره های_سبزعلی وند_بازی وند_گوله وند

💡 آهنگری، روستایی از توابع بخش آبژدان شهرستان اندیکا در استان خوزستان ایران است.

💡 آب‌کولک، روستایی از توابع بخش آبژدان شهرستان اندیکا در استان خوزستان ایران است.

💡 آبژدان سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رامهرمز در استان خوزستان ایران است.

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز