آتش خور

ویکی واژه

آتش‌خور
آتشخوار. یک مرتبه مرغ آتشخور شدی. «شهری»

جمله سازی با آتش خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جز داغ نیست مائدهٔ دستگاه عشق آتش خوردکسی‌که شود میهمان ما

💡 آتش خور در عشق به مانند شترمرغ اندر عقب طعمه چه شاگرد عقابی

💡 مهر چندانکه کشد تیغ و نماید حدّت ذرّه دلشده را آتش خور کم نشود

💡 بس که شد تافته از آتش خورشید فلک وصفش اکنون بکبودی نبود جز بهتان

💡 آتش خوران ره به سر کوی منتظر با مردمان زیرک ابله چه شَسته‌ای

💡 گهی هست چون بی‌پر و بال مرغی که همواره آتش خورد چون سمندر

💡 در نمایش‌های سنتی قدیمی، آتش خور با مهارت‌های خیره‌کننده خود و کنترل دقیق شعله‌های آتش، همواره توجه تمام تماشاگران را به خود جلب می‌کرد.

💡 آن هنرمند جوان که به عنوان یک آتش خور در جشنواره‌های خیابانی اجرا می‌کرد، با استفاده از تجهیزات ایمنی، نمایش‌های بسیار هیجان‌انگیزی ارائه می‌داد.

💡 تماشای نمایش یک آتش خور حرفه‌ای در میان شعله‌های بلند، ترکیبی از هیجان، ترس و تحسین را در دل تمام حاضران در سالن ایجاد می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران