اصرار

اصرار

کلمه اصرار در زبان فارسی به معنای پافشاری یا تأکید بر یک موضوع، نظر یا خواسته است. این واژه به حالتی اشاره دارد که فرد یا گروهی به طور مداوم و قاطعانه بر روی چیزی تأکید می‌کند و نمی‌خواهد از آن صرف‌نظر کند.

توضیحات بیشتر:

پافشاری: اصرار به معنای ایستادگی بر یک موضوع یا خواسته است، حتی زمانی که دیگران با آن مخالف هستند یا به راحتی نمی‌پذیرند.

تأکید: اصرار ممکن است به معنای تأکید بر اهمیت یک موضوع یا درخواست باشد، به‌طوری‌که فرد می‌خواهد دیگران متوجه اهمیت آن شوند.

استمرار: این واژه همچنین به معنای ادامه دادن به یک عمل یا درخواست به مدت طولانی و بدون تسلیم شدن در برابر مشکلات است.

کاربرد در متون دینی و اخلاقی:

در متون دینی و اخلاقی، این مفهوم می‌تواند به معنای پافشاری بر انجام اعمال نیک یا اجتناب از گناهان باشد. به عنوان مثال، در برخی متون، بر اهمیت اصرار بر انجام واجبات دینی تأکید شده است.

لغت نامه دهخدا

اصرار. [ اِ ] ( ع مص ) اصرار اسب و خر به گوشش؛ راست کردن آنرا برای شنیدن. ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ). راست کردن اسب گوش را تا بشنود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). دو گوش راست کردن اسب. ( تاج المصادر بیهقی ). || اصرار سنبل؛ آماده برآمدن گردیدن خوشه. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). صَرَر گردیدن خوشه. ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به صرر شود. || دو رفتن و شتافتن. ( منتهی الارب ). اصرار مرد در دویدن؛ شتافتن وی. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). اصرار فلان؛ دو رفتن فلان و شتافتن. ( از ناظم الاطباء ). || اصرار مرد بر کار؛ عزم کردن و پایداری و دوام وی بر آن. ( از قطر المحیط ).بر چیزی ایستادن. ( تاج المصادر بیهقی ). عزیمت نمودن بر کار و ثبات و دوام ورزیدن بر آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). عزم کردن بر کار. ( از اقرب الموارد ). پافشاری و مداومت و ثبات بر کار. ( از اقرب الموارد ). درایستادن در کار. الحاح. ابرام. بر کارها بایستادن. ایستادن بر چیزی. پیوسته به کاری بودن. پافشاری کردن. سماجت. ایستادگی: او چون اصرار و انکار قوم دید جز مداراة و ترک مماراة چاره ای ندید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 289 ).
- امثال:
از ما اصرار از او انکار.
به اصرار آدمی را به هر کار توان واداشت.
|| بر گناه بایستادن. ( ترجمان علامه جرجانی ص 13 ). پافشاری و دوام وثبات بر کاری و درین معنی اکثر در شر و گناهان بکاررود. یقال: اصرّ علی الذنب؛ اذا لم یُقلع عنه. ( از اقرب الموارد ). همیشه بر گناه بودن. پیوسته در معصیت بودن. پیوسته بر گناه بودن. ( مؤید الفضلاء ). بر گناه بایستادن. بر معصیت ایستادن. بر معصیت بیستادن. ( زوزنی ). ادامه بر گناه و عزم بر ارتکاب گناههایی که در سابق از بنده سر زده است، کذا فی الجرجانی. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). و در حدیث آمده است: آنگاه که اصرار بر گناهی صغیره باشد آنگاه در حکم کبیره و قادح عدالت است:
شتاب راچو کند پیر در ورع رغبت
درنگ را چو کند بر گنه جوان اصرار.ابوحنیفه اسکافی ( از تاریخ بیهقی ص 277 ).و بدین مقامات و مقدمات هرگاه که حوادث بر عاقل محیط شود باید که در پناه صواب رود و بر خطا اصرار ننماید. ( کلیله و دمنه ). چون مدتی بر این برآمد و ایشان الا اصرار نیفزودند [اصحاب سبت ]، خدای تعالی ایشان را عذاب فرستاد. ( تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج 4 ص 516 ). || شوخ چشمی. || تنها بر کردن کاری مستعد شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ). مستعد به کاری شدن. ( فرهنگ نظام ). || منع کردن کسی قبول نساختن. ( غیاث ) ( آنندراج ). منع کسی را قبول نکردن. ( فرهنگ نظام ). و رجوع به ارمغان آصفی ص 133 شود.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص ل. ) پافشاری کردن.

فرهنگ عمید

ابرام و پافشاری کردن در کاری، پیوسته دنبال کاری رفتن، در امری پایداری کردن، ایستادگی و ثبات بر کاری.
* اصرار ورزیدن: (مصدر لازم ) اصرار کردن، اصرار داشتن، ایستادگی و پافشاری کردن در امری.

فرهنگ فارسی

ابرام وپافشاری کردن درکاری، پیوسته عقب کاری رفتن ودرامری پایداری کردن، ایستادگی ودوام وثبات برکاری
( مصدر ) پای افشردن پافشاری کردن پایداری در امری کردن.
نام قبیله ای از عرب که در قلعه صرر سکونت دارند.

دانشنامه آزاد فارسی

اِصرار
(در لغت به معنی پای فشردن بر چیزی یا کاری) در اصطلاح کلام و تفسیر: ۱. پای فشردن بر گناهکاری، در عینِ شناخت گناه؛ ۲. خاموشی گزیدن و استغفارنکردن. بر طبق حدیثی از پیامبر (ص) «گناه، در صورت استغفار، بزرگ به شمار نمی آید و در صورت اصرار، کوچک محسوب نمی شود».

جملاتی از کلمه اصرار

به اصرار پدر، کوفتارو در ابتدا آموزش کلاسیک قرآن، تفسیر، حدیث و فقه اسلامی، یعنی مذاهب شافعی را نزد دانشمندان مسلمان در دمشق دریافت کرد.
گنهی چون بکنی عذری از آن کرده بخواه پس از آن بر گنه اصرار مکن گو نکنم
نخستین بار در سال ۱۹۹۲ کره شمالی و کره جنوبی در ششمین کنفرانس استانداردسازی نام‌های جغرافیایی سازمان ملل، اعتراض خود را نسبت به استفاده اشتباه از نام "دریای ژاپن" مطرح کردند. دولت ژاپن بر استفاده انحصاری از نام دریای ژاپن اصرار دارد اما کره جنوبی خواستار تغییر نام این دریا به "دریای شرق" (به کره ای: 동해) یا اضافه شدن این نام در کنار نام دریای ژاپن است درحالیکه نام مورد نظر کره شمالی "دریای شرقی کره " می‌باشد.
با اصرار محمد بهشتی (رئیس دیوان عالی کشور) و علی قدوسی (دادستان کل انقلاب اسلامی) در ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب تهران شد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم