آزمودنی

لغت نامه دهخدا

( آزمودنی ) آزمودنی. [ زْ / زِ دَ ] ( ص لیاقت ) ازدرِ آزمودن. درخور آزمودن. محتاج آزمودن.

فرهنگ فارسی

( آزمودنی ) ( صفت ) لایق آزمودن محتاج آزمودن
محتاج آزمودن

جمله سازی با آزمودنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به آزمودنی‌هایی که نقش زندانبان داشتند، یونیفرم‌های خاکی رنگ، باتوم، سوت، و عینک‌های رفلکتیو (آینه‌ای) و اسلحه داده شد، اما فقط به صورت باتوم‌هایی چوبی، به آن‌ها گفته شد که هر طور بخواهند می‌توانند زندان را اداره کنند ولی حق ندارند از تنبیه بدنی استفاده کنند.

💡 کیمبرلی یانگ نشان می‌دهد که تحقیقات قبلی اعتیاد به اینترنت/رایانه را با مشکلات موجود سلامت روان، به ویژه افسردگی، مرتبط می‌کند.  وی بیان می‌کند که اعتیاد به رایانه از نظر اجتماعی تأثیرات قابل توجهی دارد، مانند عزت نفس پایین، از نظر روانی و شغلی که بسیاری از آزمودنی‌ها را به افت تحصیلی سوق داده است.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز