آمیختگی به معنای لایق و شایستۀ آمیخته شدن است. این واژه بر قابلیت و صلاحیت چیزی برای درهمتنیدگی و ترکیب با پدیدهها یا عناصر دیگر دلالت دارد. کاربرد آن در متون، حاکی از آن است که موضوع مورد نظر، ویژگیهایی دارد که آن را برای اختلاط و امتزاج مناسب میسازد. از سوی دیگر، این صفت بیانگر حالتی است که آمیختن آن، ضروری و ناگزیر به نظر میرسد. به عبارت دیگر، هنگامی که پدیدهای واجدِ آمیختگی باشد، نه تنها قابلیت ترکیب دارد، بلکه پیوند آن با سایر اجزا، امری حتمی و اجتنابناپذیر است. این الزام میتواند برخاسته از ماهیت ذاتی آن پدیده یا شرایط پیرامونی باشد که آن را ناچار به درآمیختن میکند.
در مجموع، مفهوم آمیختگی دربردارندۀ دو وجه اساسی است: نخست، شایستگی و صلاحیت برای آمیختن، و دوم، ضرورت و گریزناپذیری این فرآیند. این واژه در حوزههای گوناگونِ ادبی، فلسفی و علمی به کار میرود تا بر نیازمندی و تناسب یک عنصر برای پیوند عمیق و جداییناپذیر با عناصری دیگر تأکید نماید و موقعیتی را توصیف کند که در آن، جداسازی و انفکاک، ناممکن یا ناقص خواهد بود.