آمیختگی

آمیختگی به معنای لایق و شایستۀ آمیخته شدن است. این واژه بر قابلیت و صلاحیت چیزی برای درهم‌تنیدگی و ترکیب با پدیده‌ها یا عناصر دیگر دلالت دارد. کاربرد آن در متون، حاکی از آن است که موضوع مورد نظر، ویژگی‌هایی دارد که آن را برای اختلاط و امتزاج مناسب می‌سازد. از سوی دیگر، این صفت بیانگر حالتی است که آمیختن آن، ضروری و ناگزیر به نظر می‌رسد. به عبارت دیگر، هنگامی که پدیده‌ای واجدِ آمیختگی باشد، نه تنها قابلیت ترکیب دارد، بلکه پیوند آن با سایر اجزا، امری حتمی و اجتناب‌ناپذیر است. این الزام می‌تواند برخاسته از ماهیت ذاتی آن پدیده یا شرایط پیرامونی باشد که آن را ناچار به درآمیختن می‌کند.

در مجموع، مفهوم آمیختگی دربردارندۀ دو وجه اساسی است: نخست، شایستگی و صلاحیت برای آمیختن، و دوم، ضرورت و گریزناپذیری این فرآیند. این واژه در حوزه‌های گوناگونِ ادبی، فلسفی و علمی به کار می‌رود تا بر نیازمندی و تناسب یک عنصر برای پیوند عمیق و جدایی‌ناپذیر با عناصری دیگر تأکید نماید و موقعیتی را توصیف کند که در آن، جداسازی و انفکاک، ناممکن یا ناقص خواهد بود.

لغت نامه دهخدا

( آمیختگی ) آمیختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) امتزاج. اختلاط. شوب. || الفت. معاشرت. خلطه و آمیزش: چون... آمیختگی آمد... بازار مضرِّبان و مفسدان کاسد گردد. ( تاریخ بیهقی ).
- آمیختگی دادن؛ تألیف.
- آمیختگی کار؛ ارتباک.
- آمیختگی گرفتن با چیزی؛ الفت.
- آمیختگی و آشفتگی کار؛ بوخ.
- آمیختگیها؛ شوائب.

فرهنگ معین

( آمیختگی ) (تِ یا تَ ) (حامص. ) ۱ - امتزاج، اختلاط. ۲ - الفت، معاشرت، خلطه، آمیزش.

فرهنگ عمید

( آمیختگی ) ۱. اختلاط، امتزاج.
۲. [قدیمی] معاشرت، الفت، خلطه، آمیزش.

فرهنگ فارسی

( آمیختگی ) ( صفت ) لایق آمیختن شایست. آمیختن آنچه که آمیختن آن ناگزیر باشد.

ویکی واژه

مخلوط بودن دو یا چند چیز باهم. امتزاج، اختلاط.
(قدیم): معاشرت، انس و الفت، خلطه، آمیزش.

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز