اینهمه
اینهمه، به میزان و مقداری معین اشاره دارد که فراتر از انتظار نبوده و گستره یا حجمی مشخص را در بر میگیرد. این تعبیر، بر اندازه یا کمیتِ موضوعی تأکید میکند و آن را در چارچوبِ اندازهای قابل درک و تعریفشده قرار میدهد. در واقع، اینقدر در این بافت، به معنای به این میزان یا در این حد به کار رفته و تعیینکننده حدود و ثغورِ یک موضوع در مقیاسِ مقداری است.
در تفسیری دیگر، اینهمه میتواند به معنای بسیار و فراوان به کار رود و بر کثرتِ بیش از حدِ یک پدیده یا امر تأکید ورزد. در این حالت، عبارت، بارِ معناییِ شدیدی را منتقل میکند که حاکی از حجمِ انبوه، تعدادِ زیاد، یا شدتِ قابل توجهِ چیزی است. این برداشت، گویی بیانگرِ غلبه و فراگیریِ موضوع مورد نظر بوده و نشان میدهد که امرِ مذکور، از حدِ معمول فراتر رفته و به مرتبهای بس والا و چشمگیر رسیده است.
سومین بُعد معناییِ این عبارت، به محدوده مکانی و فاصله اشاره دارد. در این برداشت، اینهمه به معنای این مسافت یا این فاصله به کار میرود و به گسترهای جغرافیایی یا فاصلهای مشخص میان دو نقطه دلالت میکند. این تفسیر، بر بُعدِ فضاییِ موضوع تأکید کرده و آن را در چارچوبِ یک قلمرو یا مسیری معیّن، از حیثِ دوری یا نزدیکی، مورد سنجش قرار میدهد.
مترادفها
این همه، این مقدار
متضادها
اندک، کمی
لغت نامه دهخدا
اینهمه. [ هََ م َ / م ِ ] ( ق مرکب ) اینقدر. ( آنندراج ). به این بسیاری و به این زیادی و همه اینها. ( ناظم الاطباء ). این اندازه. ( فرهنگ فارسی معین ):
بتو بازگردد غم عاشقی
نگارا مکن اینهمه زشت یاد.رودکی.ما بر اینهمه صبر نمی کردیم. ( تاریخ بیهقی ).
لازمست آنکه دارد اینهمه لطف
که تحمل کنندش اینهمه ناز.سعدی.با اینهمه جور وتندخویی
نازت بکشم که خوبرویی.سعدی.بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود
اینهمه قول و غزل تعبیه درمنقارش.حافظ.حاصل کارگه کون و مکان اینهمه نیست
باده پیش آر که اسباب جهان اینهمه نیست.حافظ.وعده وصل بفردا مفکن ای نوخط
که جهان پا برکابست و زمان اینهمه نیست.صائب.|| بسیار. بسی. || این مسافت. این فاصله. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
۱ - این قدر این اندازه. ۲- بسیار بسی. ۳ - این مسافت این فاصله.
جمله سازی با اینهمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نیاز عاشقان بینیاز است اینهمه عاشقان را اینهمه عجز و نیاز از بهر چیست
💡 با اینهمه نعمت که بر این سفره مهیاست صائب لب بی شکوه به غیر از لب نان نیست
💡 میان اینهمه محنت نگوئیم چونی کسیکه چو نتوکسی دارد او چه غم دارد